بازخوانی یک پرونده /حوادث و وقایع جنایی در خرداد ماه سال 1355
مادر و دختر کلاه گشادی سرم گذاشتند / باور کنید، من خواستگار بودم!
رکنا: مردی ادعا کرد که یک مادر و دختر او را اغفال کردهاند و ظرف چند ماه مقدار زیادی طلا و جواهر و لوازم خانگی و سفته از وی گرفتهاند.
حوادث و وقایع جنایی در خرداد ماه سال 1355
مرد جوانی به نام «محمود» طی شکایتی که تسلیم دادستان تهران کرد گفت: از دی ماه سال گذشته، مادری با هزار حقه و نیرنگ به خاطر اینکه دخترش «مرضیه» را به عقد من درآورد به عناوین مختلف از من کلاهبرداریکرد، وی گفت: هر روز مادر و دختر، صورتی از لوازم خانگی به من میدادند تا برای آنها خریداری کنم اکثراً در لیست درخواستی آنها مقدار زیادی طلا و جواهرات گران نوشته شده بود.
محمود افزود: من که مرضیه را بسیار دوست داشتم و به خیال آنکه او با ما زندگی خواهد کرد، تا جایی که برایم مقدور بود اشیاء موردنظر آنان را خریداری میکردم، محمود گفت: آنان با زرنگی خاصی از من 30 هزار تومان سفته نیز گرفتهاند و تاکنون بیش از 30 هزار تومان پول فرش و لوازم خانگی دادهام ولی وقتی برای تعیین تاریخ عروسی به نزد آنها رفتم، آنها در جواب به من گفتند: از عروسی حرفی نزن چون خیال شوهردادن دختر را نداریم.
محمود که در این ماجرا کلاه گشادی به سرش رفته است از «موسی عالی» معاون دادستان تهران تقاضای تعقیب مادر و دختر را کرد و مقداری از قبوض خرید اشیاء را نیز ضمیمه شکایت خود کرد، معاون دادستان نیز در این مورد دستور رسیدگی داد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
-
هپاتیت چیست و چگونه منتقل می شود؟ + فیلم
ارسال نظر