بازخوانی پروندههای جنایی سال ۹۵
چهره هایی که سوختند و مجرمانی که در یک لحظه تبهکار نام گرفتند
رکنا: در پروندههای جنایی سال گذشته، وقوع چند فقره اسیدپاشی نیز خبرساز شد، پروندههایی که عمده انگیزه متهمان، انتقامجویی بود البته در میان این پروندههای جنایی خبرساز چندین قاتل و اسیدپاش نیز از قصاص گریختند.
در سال 95 شاهد حوادث Accidents و پروندههای جنایی مختلف در پایتخت بودیم، از قتلهایی که صرفاً به دلیل درگیری لفظی به وقوع پیوست تا پروندههای اسیدپاشی و قتلهای خانوادگی.
در اکثر پروندههای قتل Murder پایتخت در سال 95 مقتولان با سلاح تیز و برنده به قتل رسیدند، در برخی از این جنایتها نیز قاتلان با استفاده از سلاح گرم مقتول را از پای درآورند.
در پروندههای جنایی سال گذشته، وقوع چند فقره اسیدپاشی نیز خبرساز شد، پروندههایی که عمده انگیزه متهمان، انتقامجویی بود البته در میان این پروندههای جنایی خبرساز چندین قاتل The Murderer و اسیدپاش نیز از قصاص گریختند.
در ادامه به سراغ مهمترین پروندههای جنایی در سال گذشته رفتیم و به بازخوانی این پروندهها میپردازیم.
اسیدپاشی زن دندانپزشک بر روی خالهاش
حدود ساعت 19 پنجم اردیبهشت سال گذشته خبر اسیدپاشی زن چهل و دو سالهای بر روی خاله شصت سالهاش در خیابان برزیل خیابان بهار از سوی مأموران کلانتری 145 ونک به بازپرس بازپرس امور جنایی تهران اعلام شد.
تحقیقات اولیه حاکی از این بود که زن شصت ساله از ناحیه صورت و پا مورد اسیدپاشی قرار گرفته و راهی بیمارستان شده همچنین خواهرزاده اسیدپاش وی که قصد متواری شدن را داشت، توسط ماموران دستگیر شد.
با اعلام مراتب این اسیدپاشی به محسن مدیرروستا؛ بازپرس امور جنایی تهران، وی دستور رسیدگی به پرونده بالینی مصدوم در بیمارستان و پیگیری برای تعیین صدمات وارد شده به مصدوم را صادر کرد و متهم این پرونده برای ارائه توضیحات در دادسرای امور جنایی حاضر شد.
متهم پرونده اسیدپاشی در دادسرای امور جنایی تهران درباره جزئیات اسیدپاشی به بازپرس پرونده گفت: من، مادر، پدر و خالهام در یک ساختمان در خیابان برزیل زندگی میکنیم، من و پدر و مادر در طبقه اول و خالهام در طبقه دوم است؛ دندان پزشک و متاهل هستم و قصد داشتم از همسرم طلاق بگیرم، حوالی ساعت 14 (5 اردیبهشت 95) زنگ درب خانه خالهام را زدم که وی به جلو درب آمد و من اسید را بروی بدنش پاشیدم و بعد از اسیدپاشی به منزل خودمان رفتم و قصد فرار Escape داشتم که جلوی درب ساختمان توسط مأموران دستگیر شدم.
زن چهل و دو ساله درباره نحوۀ تهیه اسید به بازپرس گفت: به خیابان ناصرخسرو رفتم و با پرداخت پنج هزار تومان اسید تهیه کردم اما از نوع اسید اطلاعی ندارم همچنین بعد از تهیه اسید آن را داخل ظرف ماست ریختم، من قصد خروج از کشور و سفر به کانادا را داشتم که دستگیر شدم.
اسیدپاشی مرگبار به روی مرد جوان
ساعت 14:30 پانزدهم خرداد سال گذشته مسئولان بیمارستان شهید مطهری خبر مرگ مرد سی و سه ساله افغانستانی که از ناحیه صورت و بدن مورد اسیدپاشی قرار گرفته و در این بیمارستان بستری بود، را به پلیس Police اعلام کردند.
دقایقی بعد تیمی از مأموران انتظامی در بیمارستان حاضر شدند و تحقیقات درباره علت این حادثه Incident مرگبار آغاز شد؛ یکی از همسایگان مقتول در اظهاراتش به مأموران گفت: من با مقتول در یک ساختمان حوالی خیابان 13 آبان سکونت دارم، چند شب قبل از حادثه حدود ساعت سه بامداد متوجه داد و فریاد از خانه مقتول شدم، زمانیکه جلوی در واحد او رفتم، دیدم در منزلش باز است و صدای ناله و درخواست کمک از آنجا به گوش میرسد، به همین علت وارد منزل شدم و مشاهده کردم وی مورد اسیدپاشی قرار گرفته است که به سرعت با کمک سایر همسایهها او را به بیمارستان منتقل کردیم.
وی ادامه داد: این فرد متاهل و دارای یک فرزند هشت ساله است و با همسرش دچار اختلاف شده و ظاهرا به وی مشکوک بود؛ زمانیکه به خانه مقتول رفتم، همسر و دختر وی آنجا نبودند.
اسیدپاشی که فکر کرد، آب داخل بطری اسید است!
ساعت 10:10 سیام شهریور سال گذشته وقوع یک فقره اسیدپاشی در خیابان 27 گیشا به مأموران کلانتری 137 نصر اعلام شد که با حضور مأموران در محل اعلام خبر و با بررسیهای اولیه مشخص شد دختر جوانی به نام آرزو مورد اسیدپاشی قرار گرفته و به بیمارستان منتقل شده است.
همچنین تحقیقات از اهالی محل این حادثه انجام شد و یکی از همسایگان محل حادثه به مأموران گفت: حدود ساعت 9 صبح بود که صدای «سوختم سوختم» از حیاط شندیدم، زمانی که به حیاط آمدم، متوجه شدم آرزو سوخته که دقایقی بعد توسط پسر جوانی با خودروی شاسی بلندی از اینجا به بیمارستان رفتند.
با حضور مأموران در بیمارستان مشخص شد آرزو توسط پسر جوانی به نام هومن به بیمارستان منتقل شده و هومن پس از رساندن آرزو به بیمارستان از آنجا متواری شده است؛ همین سرنخ کافی بود که کارآگاهان برای دستگیری هومن وارد عمل شوند و ساعاتی پس از این حادثه موفق به دستگیری وی در منطقه یافتآباد شدند، هومن در همان ابتدای تحقیقات به جرمش اعتراف کرد.
هومن بعد از انتقال به دادسرای امور جنایی تهران در اظهاراتش به بازپرس گفت: بیست و هشت سال سن دارم و در حوزه املاک مشغول فعالیت هستم، حدود سه سال قبل با آرزو در منطقه پونک آشنا شدم و او این سه سال با من زندگی میکرد، پس از مدتی متوجه شدم آرزو دزد The Thief است و حساب عابربانک مرا خالی کرده است، به خاطر همین او را از خانهام بیرون کردم اما آرزو هر بار پشت در خانه من میآمد و التماس میکرد که به منزلم راهش بدهم، روز وقوع حادثه آرزو در منزل من بود و قبل از اینکه به خانه من بیاید با چند پسر قماربازی کرده بود، آرزو در تلفن همراهش صدای پسرهایی که با آنها قماربازی کرده بود را برای من پخش کرد که همین موضوع باعث آغاز درگیری بین ما شد.
وی ادامه داد: پس از اینکه جر و بحث بینمان بالا گرفت، من بطری که درش باز بود را از روی کابینت برداشتم و محتوی داخل بطری را به بدن آرزو پاشیدم که آرزو داد و فریاد کرد و گفت سوختم، آرزو میگفت داخل آن بطری مایع لوله باز کن بوده اما من خبر نداشتم و فکر میکردم آب داخل بطریست، آنجا خانه من بود اما همیشه آرزو در منزلم رفتوآمد داشت، من مشکل روحی و روانی و سابقه بستری در بیمارستان دارم.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
ارسال نظر