ترانه 4 ساله زیر چرخ های تراکتور پدرش خاموش شد + عکس و گزارش تکان دهنده
حوادث رکنا: غفلت پدر یک عمر افسوس او برای از دست رفتن پاره تنش را به دنبال داشت.
دخترک با دیدن پدر ذوق کرده بود، به سمت اومی دوید و افسوس شبح مرگ ... .
ترانه ۴ ساله بود. آخرین بار با سجاده نماز عکس گرفت و همیشه برای خانواده و اطرافیان شیرین زبانی میکرد.
آن روز صبح (روز حادثه) بیدار شد و از خانه بیرون آمد.
پدرش کارگر یک شرکت در حاشیه شهر مشهد است ، آقا محمود می گوید گاهی با تراکتور داخل شرکت یک سری وسایل جابجا میکنم.
ترانه با دیدن پدر از دور صدایش زد: بابا جون، بابا جون و برایش دست تکان میداد.
دخترک به سمت پدر میدوید.
آقا محمود میگوید: من دیدم ترانه به سمت تراکتور می آید. انگار می خواست او را هم سوار تراکتور کنم.
او سر رسید. پایم را روی پدال ترمز فشار دادم ولی متاسفانه این حادثه وحشتناک رخ داد.
خودم را از روی تراکتور پایین انداختم.
بر اثر برخورد لاستیک تراکتور با بدن پاره تنم ، بچهام به شدت آسیب دیده بود.
بلافاصله با یک خودروی شخصی به سرعت او را به بیمارستان مشهد رساندیم.
تلاش پزشکان بینتیجه ماند و دفتر زندگی دخترم بسته شد.
مرد ۳۸ ساله که یک پسر ۹ ساله هم دارد ، گفت: جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت و پس از تشریفات قانونی پیکر او را روز پنجشنبه یازدهم مرداد ماه به آغوش سرد خاک سپردیم.
محمود میگوید: من به دخترم و پسرم تاکید کرده بودم دور و بر وسایل داخل شرکت و همچنین تراکتور نیایند چون خیلی خطرناک است.
او ادامه می دهد: ای کاش انسان در همه حال حواسش جمع باشد تا این طور حوادث غیر قابل جبران رقم نخورد.
مرد جوان افزود: ترانه همیشه میگفت برای تو و مادرم دعا میکنم، خیلی شیرین زبان بود و چهره نازنین و نگاه معصوم او یک لحظه از جلوی چشمهایم کنار نمیرود.
امیدوارم خدا صبر بدهد بتوانیم این مصیبت و داغ بزرگ را تحمل کنیم.
محمود آقا میگوید: ما انسانها گاهی در زندگی خودمان شاید ناشکری می کنیم و همین ناشکری عواقب خوبی ندارد.
او تاکید می کند: در هر حال باید شکرگزار درگاه خدا باشیم و قدرهمدیگر را بدانیم.
ماموران پاسگاه انتظامی هلالی مشهد در پی اعلام این حادثه هولناک در محل حاضر و تحقیقات و بررسی های اولیه پلیس با دستور مرجع قضایی دراین باره به عمل آمده است.
با عرض تسلیت از خدای بزرگ می خواهیم به پدر و مادر و خانواده داغدار این دختر کوچولوی نازنین صبر عنایت فرماید.
غلامرضا تدینی راد
ارسال نظر