بر اساس داستانی واقعی؛
عشق ممنوعهای که زندگی را ویران کرد / 2 برادر رقیب عشقی هم شدند!
حوادث رکنا: در یک داستان پیچیده خانوادگی، دو برادر به نامهای امیر و مهدی هر دو عاشق سارا شدند. خیانت یکی از آنها به دیگری و روابط پنهانی، نه تنها زندگیشان را نابود کرد، بلکه به ترد شدن در میان خانواده و جامعه انجامید.

به گزارش خبرنگار رکنا، داستانی پیچیده و پر از احساسات درهمتنیده است. 2 برادر به نامهای امیر و مهدی از کودکی رابطه خوبی با یکدیگر داشتند، اما عشق به یک زن، زندگیشان را به گونهای تغییر داد که هیچکدام از آنها انتظارش را نداشتند. زن داستان، سارا، دختر زیبای از اهالی شهر های کویری کشور بود که قلب هر 2 برادر را ربود. امیر، بزرگتر از مهدی، اولین کسی بود که به سارا ابراز علاقه کرد و در نهایت با او ازدواج کرد.
اما بعد از 2 سال زندگی مشترک، مشکلاتی بین امیر و سارا به وجود آمد. اختلافات زیاد و فاصلههای عاطفی باعث شد تا سارا به دنبال کسی بگردد که بتواند درک کند و درد و دل کند. مهدی، که همچنان به سارا احساس خاصی داشت، به عنوان برادر شوهرش نزد او رفت تا گوش شنوایی برای مشکلاتش باشد. ابتدا این روابط دوستانه و صرفاً بهانهای برای درد دل کردن بود، اما کمکم این رابطه به یک پیوند عاطفی عمیقتر تبدیل شد.
روزها گذشت و کمکم مهدی و سارا در این رابطه غرق شدند. برای هر دوی آنها سخت بود که احساساتشان را نادیده بگیرند. امیر، که متوجه تغییرات در رفتارهای همسرش و برادرش شد، شروع به شک کردن کرد. رفت و آمدهای بیموقع مهدی و سارا او را نگران کرد و پس از مدتی، به تعقیب و گریز آنها پرداخت. روزی متوجه قرار ملاقاتهای پنهانی بین آنها شد و دیگر نتوانست چشم بر روی حقیقت ببندد.
امیر ابتدا به برادرش و همسرش تذکر داد و خواستار قطع ارتباط شد، اما هیچکدام از آنها از رفتارشان دست نکشیدند. در پی این اتفاقات، امیر تصمیم گرفت به مراجع قانونی مراجعه کند. شکایت از برادرش و همسرش به دادگاه کشیده شد و مستندات به وضوح نشان میداد که امیر حق با اوست. اما در کمال تعجب، برادرش و سارا در دادگاه همه چیز را رد کردند و با ادعاهای خود، باعث شدند که امیر در نهایت از ادامه پروسه قانونی دست بکشد و راضی به طلاق شود.
امیر از همسرش سارا و برادرش مهدی جدا شد و بچهها را به سرپرستی گرفت. پس از طلاق، هر 2 نفر به سرعت به هم نزدیک شدند و در نهایت شایعاتی مبنی بر ازدواج آنها به گوش رسید. زندگی آنها اما برخلاف آنچه که فکر میکردند، به چیزی جز تنهایی و پشیمانی تبدیل نشد. آنها در میان خانواده و اقوام ترد شدند و هیچکس دیگر به آنها اعتماد نکرد.
این داستان عبرتی برای همه است که نشان میدهد رابطههای ممنوع و خیانت ها نه تنها به خانوادهها آسیب میزنند، بلکه در نهایت فرد را به درد و پشیمانی میاندازند. کسی که به اصول اخلاقی پشت کند و احساسات خودش را بر منافع و روابط انسانی مقدم بدارد، در نهایت باید با عواقب سنگین آن روبهرو شود.
-
فیلم تریلر سریال سرنوشت عجیب تقلبی Fate strange Fake
ارسال نظر