دلنوشته یک توهمی با آهنگ مرگ

فقط یک ترک صوتی داشت؛ یک آهنگ عجیبب با سوز بسیار فراوان. آهنگ به زبانی بود که نمی‌دانستم زبان کجاست ولی ارتباط عجیبی با آهنگ برقرار کرده بودم. شاید اون روز صد بار آهنگ رو گوش دادم. مرد و زنی که اون آهنگ رو می‌خوندند صدای بسیار اسرارآمیزی داشتند. خیلی کنجکاو شده بودم. خواننده آهنگ رو نمی‌شناختم و کاری از او گوش نکرده بودم و جالب‌تر اینکه اسم آهنگ با خط عجیبی نوشته نشده بود. به هر زحمتی بود زبان خواننده را به وسیله اسم آهنگ از اینترنت پیدا کردم. جالب بود اون گویش مال قبیله‌ای بسیار قدیمی بود که سال‌ها پیش در جنگل‌های آمازون زندگی می‌کردند و به خاطر جنگ‌های قبیله‌ای از بین رفته بودند. خیلی دوست داشتم معنی آهنگ رو بفهمم به همین خاطر سعی کردم با زیاد گوش دادن آهنگ تک تک کلمات آن را پیدا کنم. نمی‌دانم چند روز آهنگ رو مکرر گوش دادم ولی آهنگ برام تکراری نمی‌شد کم‌کم متوجه شدم که آهنگ فقط از چند کلمه تشکیل می‌شود که معنی اون کلمات این است «من به تو دستور می‌دهم و تو انجام می‌دهی». طوری شده بود که آهنگ را با همون سبک حتی تو خواب هم برای خودم می‌خواندم تا اینکه خواب عجیبی دیدم که در آن یک زن و مرد سیاهپوست آهنگ را می‌خواندند و من تنها شنونده آن بودم. فردای آن روز صداهای عجیبی تو گوشم می‌پیچید، یکی داشت آهنگ رو توی گوشم زمزمه می‌کرد. تمام روز آهنگ توی گوشم زمزمه می‌شد. شب که به خونه برگشتم حال خوبی نداشتم زیرا به وضوح آن زن و مرد را می‌دیدم که به من دستور می‌دادند و از من می‌خواستند عده‌ای را براشون قربانی کنم. آن شب و شب و روزهای بعد سعی می‌کردم که به خواسته‌شون عمل نکنم ولی دیگر تحمل دیدن و شنیدن صداشون رو نداشتم. دیوانه‌وار توی گوشم زمزمه می‌کردند حتی توی خواب راحتم نمی‌گذاشتند. دیگر به مرز جنون رسیده بودم. سرانجام آدم کشتم ولی آنها باز هم راحتم نمی‌گذاشتند و قربانی بعدی را معرفی می‌کردند.

الان که این نوشته رو می‌نویسم نمی‌دانم چند نفر را تا حالا کشته‌ام، دیگه نمی‌تونم این وضع رو تحمل کنم باید کاری بکنم باید خودم را بکشم و اون CD را نابود کنم یا بهتر بگم خودم را کشتم چون با یک سم قوی خودم رو مسموم کرده‌ام ولی CD کجاست، باید نابودش کنم باید پیدایش کنم. حالم اصلا خوب نیست CD کجاست، CD کجاست؟ !

اخبار تاپ حوادث