سرریز شدن سدها بحران آب را کم نکرده/ وضعیت سدها مشابه سال گذشته است/ ۹۰۰ میلیارد تومان بودجه برای چاه‌های جدید!

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، روزهای پایانی سال ۱۴۰۳ بود که خبر بحران آب در چهار سد از پنج سد تأمین‌کننده آب تهران در صدر اخبار قرار گرفت و نگرانی را به دل ساکنان پایتخت انداخت. در روزهای ابتدایی سال ۱۴۰۴ نیز تصاویر سد خشک‌شده کرج به‌طور مداوم در رسانه‌ها منتشر می‌شد. اما ناگهان این موضوع به حاشیه رفت و جای خود را به اخبار سرریز شدن آب در دیگر سدهای کشور داد.

حال پرسش اینجاست: بحران سدهای تهران چه شد؟
آیا سرریز شدن برخی سدهای کشور می‌تواند تنها راه‌حل عبور از بحران آب باشد، یا مدیریت منابع آبی نقش اساسی‌تری دارد؟
و مهم‌تر از آن، چگونه ایران از روزهایی که با بحران آب مواجه نبود، به وضعیتی رسیده که تأمین آب به یکی از ابرچالش‌های کشور تبدیل شده است؟

در این گزارش، با متخصص حوزه آب و انرژی گفت‌وگو کرده‌ایم تا پاسخ این پرسش‌ها را بیابیم.

فاجعه  شناخت"چاه برقی" و آغاز بحران آب در ایران

محمد پورحمید، کارشناس حوزه آب و انرژی و دانش‌آموخته دانشگاه شهید بهشتی، در خصوص وضعیت آب ایران و اینکه چه شد که به این مقطع حساس کنونی در بحران آب رسیده ایم اینگونه به خبرنگار اجتماعی رکنا گفت:ما کشوری کم‌آب بودیم که با این کم‌آبی سازگار شده بودیم. مصرفمان متناسب با منابعمان بود و ابتکاراتی مثل قنات و روش‌های مشابه داشتیم که تعادل را حفظ می‌کرد. اما این وضعیت تا زمانی ادامه داشت که چیزی به نام "چاه برقی" اختراع شد. یعنی ما متوجه شدیم که با استفاده از برق، گازوئیل و هر نوع انرژی، می‌توان آب را از زمین بیرون کشید و مصرف کرد. این مسئله سرآغاز مشکلات ما شد. ما از کشوری کم‌آب و سازگار با محیط، به کشوری تبدیل شدیم که دیگر با محیط سازگار نیست. میزان مصرف چندین برابر منابع شد و هیچ تلاشی برای کنترل آن انجام نشد.

پورحمید در ادامه باگفتن از اینکه مسئله اصلی، مدیریت کشاورزی بود. آب به بهترین شکل استفاده می‌شد، قطره‌قطره آن هم اهمیت داشت و کشت‌ها متناسب با اقلیم و محیط انجام می‌شد. این شرایط مربوط به حدود ۶۰ تا ۷۰ سال پیش است. اما ناگهان ما کشف کردیم که می‌توان چاه زد و بدون زحمت، آب را استخراج کرد. قبلاً این کار با دست انجام می‌شد، اما حالا با مصرف زیاد گازوئیل و برق صورت می‌گیرد. نتیجه این روند، شرایط بحرانی امروز ماست افزود: پس نکته‌ای که از این مقدمه می‌توان گرفت این است که ما همیشه کشور کم‌آبی بودیم. در مقطعی مدیریت داشتیم و مشکلی نبود، اما اکنون مدیریت نداریم و مشکل داریم. حالا این پرسش مطرح می‌شود که آیا ما کم‌آب هستیم یا بی‌آب؟ آیا امسال خشکسالی داریم یا ترسالی؟ پاسخ این است که مسئله اصلی، مدیریت است.

تخریب منابع طبیعی، فشار بر آب‌های زیرزمینی و شکست کشاورزی؛ میراث تلخ مدیریت ناکارآمد

وی با تاکید بر اینکه برای درک بهتر، چند مثال ملموس می‌زنم چنین گفت: فرض کنید در منطقه‌ای مثل دشت ورامین، بخش زیادی از زمین‌ها به‌عنوان منابع طبیعی شناخته شده و علفزار محسوب می‌شوند. بنابراین، هیچ حقی برای کشاورزی و دامپروری در آن‌ها وجود ندارد. این اراضی در گذشته کشت می‌شدند، شتر در آن‌ها می‌چرید و بخشی از طبیعت بودند. اما حالا که این مناطق را از چرخه خارج کرده‌ایم، به‌جای بهبود وضعیت، اوضاع بدتر شده است. زمین‌های کشاورزی به مناطق محدودی متمرکز شده‌اند، کشت‌های آبی جایگزین شده‌اند و آب از دل زمین بیرون کشیده می‌شود. درحالی‌که دامداری‌هایی مانند گاوداری‌ها هیچ تناسبی با اقلیم ندارند، کشور را از همه جوانب تحت تأثیر قرار داده‌اند و ما نه در تولید گوشت، نه در تأمین نهاده‌های دامی و نه در کشاورزی به خودکفایی نرسیده‌ایم. این فقط یک نمونه از بی‌مدیریتی است.

بحران آب یا بازی با آمار؟ وقتی مدیریت ضعیف، کمبود را بهانه می‌کند

وی با تاکید بر اینکه هر مشکلی که امسال داریم، سال گذشته هم داشتیم. حال اگر امسال بحران داریم، سال گذشته هم باید بحران می‌داشتیم، اما شرایط مشابه است گفت:چرا این تفاوت در روایت‌ها وجود دارد؟ اول اینکه آمار آب کشور در انحصار نهادی به نام "مدیریت منابع آب کشور" است. این نهاد، علاوه بر ارائه آمار، خودش در حوزه توزیع و مصرف آب نیز نقش دارد. بنابراین، اگر بخواهد آمار نادرستی ارائه دهد، انگیزه کافی برای این کار خواهد داشت. من نمی‌گویم که آمار ارائه‌شده غلط است، اما اگر این اتفاق بیفتد، می‌تواند کاملاً هدفمند باشد. مثلاً اگر بگویند تهران آب ندارد، می‌توانند اشتباهات مدیریتی را توجیه کنند و کسی از آن‌ها بازخواست نکند. درحالی‌که مشکل واقعی، مدیریت نادرست است، نه کمبود بارندگی.

 وقتی آمارها بازیچه و مدیریت مصرف فراموش می‌شود

محمد پورحمید، کارشناس حوزه آب و انرژی افزود: اما امروزه دیگر دنیا شفاف شده است. ماهواره‌ها، داده‌ها و اطلاعات منابع آب را رصد می‌کنند. بنابراین، نمی‌توان این آمار را پنهان کرد. وقتی به داده‌های واقعی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که وضعیت سدهای ما تفاوت چندانی با سال گذشته ندارد. مثلاً در تهران، میزان ذخایر آبی حدود ۵۰۰ میلیون مترمکعب است، درحالی‌که برخی از مسئولان با کاهش ۴ تا ۱۰ درصدی، سعی در بزرگنمایی بحران دارند.

وی گفت: آیا این به این معناست که مردم هرچقدر خواستند آب مصرف کنند؟ نه. منظور این است که شرایط مشابه سال گذشته بوده و مدیریت شده است. اما این به معنی نبودن خشکسالی در سال گذشته نیست و همچنین به این معنا نیست که ما کشور پرآبی شده‌ایم. صرفه‌جویی همیشه لازم است.مسئله اصلی و سوال اصلی این است که  آیا نگاه مدیریت منابع آب کشور، مصرف‌محور است یا صرفاً بر تأمین منابع تمرکز دارد؟ وقتی به آخرین مصوبات دولت در حوزه آب نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که تمام برنامه‌ها بر تأمین آب از طریق حفر چاه‌های جدید و پروژه‌های افزایش منابع متمرکز هستند، اما هیچ برنامه‌ای برای کنترل مصرف وجود ندارد. این دقیقاً مثل ظرفی است که دهانه‌اش باز است و دائم آب در آن ریخته می‌شود، اما هیچ‌کس به فکر بستن این دهانه نیست. در این شرایط، هرچقدر هم که آب تأمین کنیم، باز هم کم خواهیم داشت.

وقتی خشکسالی و ترسالی هر دو بزرگ‌نمایی می‌شوند!

محمد پورحمید، کارشناس حوزه آب و انرژی با بیان اینکه از طرف دیگر، همان‌طور که اخبار مربوط به خشکسالی اغراق‌شده منتشر می‌شود، اخبار ترسالی و سرریز شدن سدها هم به همان اندازه بزرگنمایی می‌شود گفت: چرا این را می‌گویم؟ چون اطلاعاتی که منتشر می‌شود، بیشتر عملیات روانی است تا واقعیت. مثلاً می‌گویند سد میجران مازندران یا سدی در ایلام سرریز شده است، اما واقعیت این است که این سدها ظرفیت کمتر از ۵ میلیون مترمکعب دارند و با یک بارندگی کوچک پر شده و طی یک هفته هم تخلیه می‌شوند.بنابراین، شرایط کلی کشور آن‌طور که در رسانه‌ها نمایش داده می‌شود، نیست.

پورحمید در ادامه تاکید داشت: باید به این مهم توجه کنیم  که  اگر تهران آب نداشته باشد اما مشهد داشته باشد، این امر طبیعی است. در بسیاری از مناطق، منابع آبی کافی نیستند و مصرف باید مدیریت شود تا به تعادل برسیم. نکته اصلی این است که منابع ما محدود هستند. تا زمانی که نگاه ما به محدودیت منابع تغییر نکند، صرفاً به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید. کشور در حال افزایش جمعیت است، اقتصاد در حال توسعه است، اما آیا بهره‌وری آب داریم؟ نه. آیا در بخش خانگی صرفه‌جویی انجام می‌شود؟ نه. آیا در کشاورزی از روش‌های مدرن استفاده می‌کنیم؟ باز هم نه. ما باید به این مسائل توجه کنیم و بر اساس آن تصمیم بگیریم.

۹۰۰ میلیارد تومان بودجه بی‌اثر برای چاه‌های جدید

به نظر بخشی از وظیفه مدیریت وضعیت آب کشور بر عهده وزارت نیرو است، اما مهم‌ترین مسائل اصلاً به این وزارتخانه مربوط نمی‌شود. بلکه بیشتر به وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صمت، و حتی وزارت ارشاد ارتباط دارد وی در این خصوص گفت: وزارت نیرو نباید ناتوانی خود را در کنترل منابع آب، با انداختن تقصیر به گردن دیگران و مردم توجیه کند.۹۰۰ میلیارد تومان بودجه برای کشاورزان اختصاص داده‌اند تا چاه بزنند و آب تأمین کنند. اما این سؤال مطرح است که چرا این پول صرف تأمین تجهیزات کاهنده فشار آب نشد؟ اگر چنین تجهیزاتی به‌صورت رایگان یا با قیمت مناسب در اختیار مردم قرار می‌گرفت، چه تأثیری بر مدیریت مصرف داشت؟ آیا این روش کم‌هزینه‌تر و پایدارتر نبود؟

وی با بیان اینکه صرفه‌جویی لازم است، اما کافی نیست گفت:نمی‌توان تنها از مردم خواست که کم مصرف کنند، درحالی‌که مدیریت مناسبی بر منابع صورت نمی‌گیرد. اگر قرار باشد در اردیبهشت‌ماه دچار بحران آب نشویم، باید دقیقاً مشخص کنیم کدام نهادها مسئولیت دارند و چه اقداماتی باید انجام دهند.

نهادهای متولی آب در ایران چه وظایفی دارند؟ پورحمید اینگونه برشمرد:

وزارت جهاد کشاورزی: باید الگوی مصرف آب را اصلاح کند. ظرفیت بالایی برای تغییر روش‌های کشاورزی وجود دارد. مثلاً توسعه کشت گلخانه‌ای در مناطقی که امکان‌پذیر است، یکی از راهکارهای مهم است.

وزارت صمت: صنایع و فضای سبز نباید از منابع آب زیرزمینی استفاده کنند. این قانون وجود دارد، اما اجرا نمی‌شود. وزارت صمت باید تسهیلات و مشوق‌هایی برای بازچرخانی آب در صنایع ایجاد کند. بسیاری از کارخانه‌ها این کار را انجام داده‌اند و نتایج مثبتی گرفته‌اند. حالا باید این موضوع به یک دستورالعمل سراسری تبدیل شود.

 مدیریت شهری: روش‌های بهینه‌تری برای مصرف آب شهری باید در نظر گرفته شود. تجهیزات کاهنده مصرف باید به‌صورت گسترده توزیع و استفاده شود.

در آخر تاکید داشت: در نهایت، مسئله آب فقط یک چالش فنی نیست، بلکه یک مسئله مدیریتی و فرهنگی است که نیاز به هماهنگی میان نهادهای مختلف دارد.

 

اخبار تاپ حوادث