پیشنهاد شرم آور مرد 70 ساله و پولدار تهرانی به دختر 22 ساله سرایدار + عکس
حوادث رکنا: دختر جوان به خاطر خانواده اش پا روی عشق قدیمی اش گذاشت و با پیرمرد 70 ساله ازدواج کرد.
اوایل فروردین ماه امسال بود که مرد ثروتمند که همه فرزندانش برای زندگی به خارج از کشور سفر کرده بودند در تنهایی خود از پنجره حیاط خانه ویلایی اش دختر جوانی را دید که در کنار پدرش در حال تمیز کردن حیاط خانه است.
مرد 70 ساله که چند سالی از فوت همسرش می گذشت با دیدن این صحنه به فکر فرو رفت و از آن روز به بعد دختر جوان را زیر نظر داشت و این در حالی بود که پدر دختر جوان، سرایدار و باغبان خانه ویلایی بود.
روزها می گذشت و جمشید روزهایی که مرد سرایدار دخترش را به خانه ویلایی می آورد لباس های شیک می پوشید و به بهانه های مختلف خودش را به دختر جوان که المیرا نام داشت نزدیک می کرد اما هیچ کسی فکر نمی کرد که جمشید دلباخته المیرا شده است.
روز خواستگاری
اردیبهشت ماه بود که جمشید دیگر طاقتش سر رسید و نتوانست علاقه ای که به دختر جوان داشت را پنهان نگه دارد تا اینکه مرد ثروتمند سرایدر خانه اش را صدا زد تا با هم صحبت کنند.
پدر 45 ساله المیرا از اینکه صاحب کارش او را صدا زده تا با هم صحبت کنند شوکه شده بود چون در این سالها که او نزد مرد ثروتمند کار می کرد چنین اتفاقی نیفتاده بود.
پدر المیرا به طبقه دوم ساختمان رفت و در بالکن بزرگ در کنار میز استراحت جمشید ایستاد که مرد ثروتمند از او خواست تا روی صندلی بنشیند.
جمشید در شروع صحبت هایش ابتدا شروع به مقدمه چینی کرد و قبل از اینکه درخواستش را مطرح کند از پدر المیرا عذرخواهی کرد و این در حالی بود که مرد باغبان هر لحظه بیشتر در فکر فرو می رفت تا متوجه حرف های صاحب کارش شود.
مرد ثروتمند دیگر نتوانست حرف هایش را طولانی کند و المیرا را از پدرش خواستگاری کرد، مرد باغبان شوکه شده بود و نمی دانست چه جوابی باید بدهد و این درخواست در حالی مطرح شد که جمشید وعده های پولی زیادی را برای گرفتن جواب مثبت مطرح می کرد.
پدر المیرا به فکر فرو رفته بود و نمی دانست چه تصمیمی باید بگیرد و از جمشید خواست چند روز به او مهلت دهد تا با دخترش صحبت کند.
جواب مثبت اجباری
المیرا وقتی ماجرای خواستگاری مرد ثروتمند را شنید شوکه شد و با توجه به وعده های پولی که جمشید مطرح کرده بود از پدرش خواست چند روزی به او فرصت دهد تا درباره زندگی اش فکر کند و این در حالی بود که پدر المیرا با زبان بی زبانی از دخترش خواست تا برای تغییر زندگی شان به جمشید جواب مثبت دهد.
المیرا چند روز در فکر بود تا اینکه بغضش شکست و در حالی که اشک می ریخت به آغوش مادرش پناه برد و گفت : بخاطر خانواده ام، خواهرم و برادرم جواب مثبت می دهم که آنها معنی آرامش در زندگی را درک کنند.
المیرا جواب مثبت به جمشید داد و دختر 22 ساله با مهریه 500 سکه ای با مرد ثروتمند ازدواج کرد و این در حالی بود که المیرا سر سفره عقد آرام اشک می ریخت.
طلاق پس از 2 ماه زندگی
آخرین روزهای تیرماه امسال جمشید همراه المیرا به دادگاه خانواده رفت و خواست تا به این ازدواج کوتاه مدت پایان دهد.
جمشید در دادگاه خانواده ونک پیش روی قاضی Judge پرونده قرار گرفت و گفت: تنها بودم و به فکر ازدواج مجدد بودم که دلباخته المیرا شدم و او را از پدرش که باغبان و سرایدار خانه ام است خواستگاری کردم که آنها نیز به خاظر مشکلات مالی که در زندگی شان بود پذیرفتند تا دخترشان با من ازدواج کند.
در این 2 ماه از المیرا نه خیانتی دیدم نه بی احترامی و همیشه سعی می کرد که در این مدت زندگی متوجه ناراحتی هایش نشوم اما شب ها صدای گریه کردن هایش را می شنیدم و از اینکه با من به اجبار و از روی کمک به خانواده اش ازدواج کرده بود ناراحت بود.
مدتی به این رفتارها بی تفاوت بودم و فکر می کردم با گذشت زمان همه چیز عادی می شود و المیرا مرا به عنوان شوهرش می پذیرد اما چندی قبل متوجه عشق پنهانی او به پسرعمویش شدم و آنجا بود که ...
مرد ثروتمند گفت: یک شب گوشی المیرا را برداشتم و فهمیدم او به خاطر خانواده اش حاضر شده از عشقی که به پسرعمویش داشته بگذرد و با من ازدواج کند و شرایط روحی پسر عمویش نیز به خاطر این اتفاق به هم ریخته است و خودم را باعث جدایی آنها دیدم تا اینکه یک شب از المیرا خواستم تا با هم راحت باشیم و بدون هیچ نگرانی صحبت کنیم که المیرا آن سکوتش شکست و از عشق و زندگی ای که قرار بود با پسرعمویش بسازد حرف زد.
وی افزود: همین باعث شد تا تصمیم گرفتم امروز به دادگاه خانواده بیایم و از المیرا که دیگر مثل دخترم است طلاق بگیرم و برای کمک به زندگی آینده اش همه 500 سکه بهار آزادی Freedom را به صورت نقدی به او پرداخت می کنم تا روزهای سخت زندگی با من برایش جبران شود.
عشق به پسر عمو
المیرا آرام اشک می ریخت و به قاضی دادگاه گفت: از بچگی با پسرعمویم بزرگ شدم و قرار بود مرد زندگی ام شود که ماجرای خواستگاری مرد ثروتمند پیش آمد که بعد از چند روز تصمیم گرفتم به خاطر خانواده ام پا روی رویاهایم بگذارم اما پس از ازدواج شب ها اشک می ریختم و دلتنگ پسرعمویم می شدم و از او می خواستم که مرا ببخشد تا اینکه جمشید متوجه ماجرا شد و خودش تصمیم به جدایی گرفت.
قاضی دادگاه پس از شنیدن صحبت های دختر و مرد ثروتمند طلاق آنها را صادر کرد و جمشید نیز در همان دادگاه با حساب قیمت سکه همه مهریه المیرا را پرداخت کرد.
اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:
زن همسایه برای همخوابی با پسر قوی هیکل همسایه پول هم می داد + عکس
دستگیری 2 مرد شیطان صفت با 36 پرونده شوم + عکس
تجاوز وحشیانه به دختر14 ساله در پارک / او را برهنه پیدا کردند + عکس
مادر داماد، پسر همسایه را برای دوستی شوم سراغ عروس فرستاد !
نیمه شب شوهر عمه ام به من تجاوز کرد / ناگفته های تلخ شیرین 15 ساله
قرارهای پنهانی دختر و پسر عمو بدجوری لو رفت
خودکشی زن جوان تهرانی در استوری لایو اینستاگرام / شوهرش دیر رسید!
دستگیری ۹ عضو شوراهای شهر سابق تهران
راز شوم جولان این زن جوان با 206 در خیابان های تهران
ماجرای ورود ژن خوب جدید به شهرداری تهران !
دنیای این مرد با 19 میلیون تومان زیر و رو می شود !
دردسر خودکشی تازه داماد تهرانی، عروس را به دردسر انداخت + عکس
پایان فرار دو ساله پسر عاشق کش در کرمان
راز وجود اسپرم در معده دانش آموزان یک دبیرستان
خواستگاری جنجالی دختر جوان از بازیگر معروف در خیابان + عکس
پدر بی حیا دخترش را باردار کرد!
کجای این پیشنهاد شرم آور بود ؟ خوب به طور شرعی خواستگاری کرد و با پدر دختر نیز گفتگو کرد . آدم ربایی یا اختلاس که نکرد. ضمنا بسیار آدم جوانمردی است که به فکر آینده این دختر هم بود و حاضر شد بخاطر عشق او به پسر عمویش ، از او جدا گردد
خدا این مرام زیبای تو رو بی پاسخ نمیزاره ، برات عاقبت به خیری رو از حق تعالی مسئلت دارم ، دم شما مرد صفت و با معرفت و با مرام گرم ، زنده باشی .
چه پیرمرد با غیرتی
هرچند زنی گرفته که همسن دخترشه
واقعا یه نفر چقد باید خالی از درک و شعور و وجدان باشه که فقط به صرف داشتن پول حق تصرف کسی رو که جای نوه ش هست به خودش بده .... گمان نکنم هرگز و با هیچ پولی خاطره ی تجاوزهایش از یاد و خاطر اون دختر نگون بخت بره ... ایشون با دیدن دختر جوون به جای دلسوزی و کمک به پدره ، فیلش یاد هندوستان کرده ..... واقعا شرم آوره...
الان این کجاش شرم آور بود!!!!!
کجای این پیشنهاد شرم آور بوده؟!!!! عاشق شده خواستگاری کرده جواب گرفته عقد کردن و وقتی فهمیده باعث جدایی دو تا جوون شده بدون هیچ حرف و حدیثی طلاق داده و مهریه رو تمام و کمال پرداخت کرده و گذاشته این دو تا جوون به آرزوشون برسن واقعا انسان بودن رو به معنای واقعی اجرا کرده
مرحبا بر این مرد بزرگ آفرین
كجاي اين كار شرم آور بود 2ماه با پيرمرد بوده سكه هاش گرفته وبه عشقش رسيده !
دم پیرمرد گرم
بهشت را خریدی ای مرد ....
کجای پیشنهاد پیرمرد شرم آور بوده ؟ بنده خدا اجازه گرفته ، توافق کرده
، ازدواج کرده بعد هم دیده دختره یه عشق دیگه داره ، مهریه اش رو داده بعد هم طلاق . به نظرم این آخر جوانمردیه
با سلام.پیشنهاد پیرمرد 70 ساله مگه غیر قانونی یا خلاف شرع بود؟مگه جنایتی مرتکب شد که نوشتین پیشنهاد شرم آور؟؟؟!!! عنوان بهتری هم می شد برای کار خیر مرد سالمندی که باعث تغییر زندگی دوخانواده شد و هیچ خلافی هم مرتکب نشد نوشت!!!متاسفم که اونقدر دروغ و جنایت میبینیم که کارهای خیر رو هم با برچسبهای اینچنینی در نگاه مردم بد جلوه میدین!!!!چرا هیچکس از هتاکی هایی که خوانندگان به دختران و زنان کشورمان میکنند و در آهنگها و ترانه هاشون اونها رو با الفاظ رکیک خائن و ..... میخونن و هم شخصیت زنان رو پایین میارن و هم دیدگاه مردان رو نسبت به زنان خراب میکنند ، حرفی نمیزنه؟؟؟!!!!
توی این ماجرا دختر و پدر خانواده عمل شرم اور انجام دادند چرا که قبول کرده خودش را در مقابل دریافت سکه بفروشد و عشق قبلی اش را فراموش کند این عین خودفروشی است
آخه کجای این کار شرم آوره😑 پیر مرده عاشق شد😍 و پیشنهاد ازدواج داده، به اون که تجاوز نکرده پیر مرده زندگی دوخانواده رو عوض کرد دمش گرم😉وگذاشت دوعاشق به هم برسن💏
به نظرم آنهایی که موافق این عقد هستند سرخواهر و دخترهای خودشان چنین بلایی بیاد بعد میفهمن مشکل کجاست بعد به نظرم گردن آن عاقد که این کار را کرده را بزنن
یکی این جوری گیرمن بیاد بادوتا بچه موندم حیران وسرگردان دمت گرم اقا جمشید
من هستم اگه قبول میکنید
چقدر ناشکره این المیرا خانم.من با وجود زیبایی و تحصیلات آرزوی چنین مرد باوجود وغیرتی رو میکنم اونوقت این خانواده انقدر ناسپاس.خدایا قسمت رو چطور تقسیم کردی؟