یک ماه کارگری محصور در دود و آتش/ کارگران عسلویه خواستار مرخصی عادلانه
رکنا: صرف زندگی مردم در نزدیکی مجموعههای نفتی در جنوب استان و تحمل آلایندگیها و اثرات جبرانناپذیر آن بر سلامت مردم و بهداشت عمومی به مصداق زندگی در حلقهای از آتش و دود است، درحالیکه باید با نگاه ویژهتر مصائب کارگرانی که بهطور مستقیم با این آلودگیها سروکار دارند بررسی شود.

به گزارش رکنا، شهرستان عسلویه، مهرداد رستمجبری: یکی مشکلات همیشگی کارگران مناطق نفتی به ویژه در عسلویه بحث مرخصی و میزان دوره کاری آنان است. طوری که بنا به گزارشهای مردمی برخی شرکتها از ضعف مالی و ارتباطی کارگران سوء استفاده کرده و گاهی تا یک ماه اجازه مرخصی به این قشر زحمتکش داده نمیشود. وضعیت کاری سخت در مناطق نفتخیز طوری است که گاهی کارگران مجبورند تا 12 ساعت یا حتی بیشتر در روز در محل کار حاضر باشند و از طرفی گرمای طاقتفرسا شرایط بغرنجی را ایجاد کرده است.
عوارض و آلودگی مجموعههای نفتی
صرف زندگی مردم در نزدیکی مجموعههای نفتی در جنوب استان و تحمل آلایندگیها و اثرات جبرانناپذیر آن بر سلامت مردم و بهداشت عمومی به مصداق زندگی در حلقهای از آتش و دود است، درحالیکه باید با نگاه ویژهتر مصائب کارگرانی که بهطور مستقیم با این آلودگیها سروکار دارند بررسی شود.
معمولاً آمارهای دقیقی از میزان آلودگی داده نمیشود و حتی به دفعات مشاهده شده هنگام سفر مدیران ارشد کشوری به عسلویه حتی انتشار گازهای فلر در هوا نیز متوقفشده و بلافاصله بعد از خروج مسؤولان انتشار این گازهای خطرآفرین در هوا مجدد آغاز میشود. نمونه آن فیلمی بود که پیش از سفر رئیسجمهور به عسلویه از خاموش شدن ناگهانی برجهای انتشار گاز فلر منتشر شد و بازتاب زیادی در رسانههای استانی و ملی داشت.
"دانش نفت" رسانه تخصصی نفتی در این زمینه نوشته است: «تاکنون آمارهای مختلفی از میزان وجود آلایندههای مختلف در منطقه عسلویه (پارس جنوبی) و عوارض جانبی آن بر سلامت انسان و اکوسیستم ارائهشده که گاه باعث نگرانی مردم، مسؤولین و افراد شاغل در این منطقه میشود، در واقع آمارهای ارائهشده در خوشبینانهترین حالت بیانگر این واقعیت بوده که در حال حاضر میزان آلایندههای این منطقه در مرز هشدار است.
اگرچه مطرح نمودن این مسائل شاید کمی نگرانکننده باشد اما بهتر است از گفتن و یا شنیدن واقعیت هراس نداشت، بلکه با هماندیشی و تصمیمات و اقدامات پیشگیرانه مانع از رخداد بحران شویم. ازاینروی ضروری است مطالعات جامع در زمینه بررسی میزان وجود آلایندهها انجام شود.
آلایندههای صنایع پتروشیمی از طریق تنفس، خوردن، آشامیدن و یا جذب از طریق پوست وارد بدن میشوند. بدین لحاظ مقدار این آلایندهها در هوا، مواد غذایی و نوشیدنیها اندازهگیری میشوند.
افراد مختلف پاسخهای بیولوژیکی متفاوتی به یک آلاینده خاص نشان میدهند. ممکن است بعضی افراد در معرض یک نوع ماده شیمیایی قرار گیرند و هرگز آسیبی نبینند، برخی دیگر نیز ممکن است حساس بوده و سریعاً بیمار شوند. گاهی اوقات بیماری تنها زمانی اتفاق میافتد که افراد به مدت طولانی در معرض یک آلاینده قرار گیرند.
نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد این است که ممکن است آلایندهها مستقیماً باعث بروز و یا شیوع بیماری نشوند، اما از طریق تغییرات بیولوژیکی که در بدن اعمال میکنند ریسک ابتلا به بیماریها را افزایش دهند.»
بیتوجهی به سلامت روانی کارگران عسلویه
نکته حائز اهمیت این است که بیماریها و مشکلات ناشی از زندگی و کار در این مجموعهها شاید در کوتاه قابللمس نباشد اما بیشک در بلندمدت آثار آن در اشخاص و اطرافیان آنها و حتی فرزندان این افراد قابلمشاهده خواهد بود. همچنین آسیبپذیری این قشر از مردم را در مقابل دیگر بیماریها بالاتر میبرد و معمولاً آنها را در مواجهه با بیماریها خطرپذیرتر میکند.
بر اساس مطالعات موجود اقامت و اشتغال در مجاورت صنایع پتروشیمی منجر به افزایش ضریب و ریسک ابتلا به سرطان کبد، مغز و خون شده و حتی آلودگیهای این صنایع میتواند بر باروری، عقیم شدن و سقط و تولد نوزادان دارای نقص ژنتیکی اثرگذار باشد.
"دانش نفت" در خصوص نوشته است: «بر اساس مطالعهای که در مجله علمی The Lancet (سال 2013 ) منتشر شد، افرادی که در معرض آلایندههای ناشی از صنایع پتروشیمی هستند نسبت به افراد ساکن در مناطق دارای اقتصاد کشاورزی، امید به زندگی (که بهعنوان یکی از شاخصهای مهم سلامت محسوب میشود) کمتری دارند.
علیرغم وجود نگرانی در زمینه اثرات احتمالی آلایندههای مرتبط با صنایع پتروشیمی بر سلامت انسان، متأسفانه تاکنون مطالعات جامعی در زمینه بررسی اثرات آلایندههای صنایع پتروشیمی بر سلامت کارگران و کارمندان شاغل در مجتمعهای پتروشیمی و افراد ساکن در مناطق نزدیک به این صنایع انجامنشده است.
در مطالعهای که توسط یکی از دانشجویان بومی عسلویه تهیهشده بود (سال 1393) و در دومین اجلاس ملی مخاطرات محیطزیست نیز ارائه شد، نتیجه این بود که آلایندههای ناشی از صنایع پتروشیمی سلامت جسمی و روانی برخی از مردم عسلویه را تحت قرار داده است.»
دامنه بالای تأثیرات سوء تأسیسات نفتی
عوارض صنایع پالایشی علاوه بر تأثیر مستقیم بر سلامت انسانها بر محیطزیست و حتی کشاورزی مناطق اطراف این مجموعهها نیز اثرگذار است. بر اساس گزارشهای یک مقاله که در پایگاه مرکز اطلاعات علممی جهاد دانشگاهی منتشرشده است آلودگی بر بافت گیاهان بر اساس شعاع کاشت آنها در رقابت تأسیسات نفتی بیشتر است.
در این مقاله آمده است: «میزان قابلتوجهی از جیوه و گوگرد میتواند بهوسیله فعالیتهای صنعتی مانند استفاده از کودها و یا فعالیتهای پالایشگاهی نفت وارد محیطزیست شود. در این مطالعه مقدار جیوه و نیز گوگرد موجود در سبزیجاتی مانند کاهو، کلم، ریحان و نیز گوجهفرنگی کاشته شده در این مناطق(منطقهای اطراف شهر ری) مورداندازهگیری قرار گرفت.
رابطه بین مقدار آلایندهها در گیاهان نامبرده شده و فاصله آنها از مرکز آلودگی بهدقت مورد بررسی قرار گرفت. 160 نمونه مختلف از چهار گونه کاهو، گوجهفرنگی، ریحان و کلم جمعآوری شد و آنالیزهای مختلف بر روی آنها انجام شد. در ضمن در تحلیل نتایج، شعاع کاشت نیز در نظر گرفته شد.
نتایج بهدستآمده از آزمایشها نشان میدهد که گیاهانی که در قسمت غربی تأسیسات پالایشگاه قرار دارند دارای آلودگی بیشتری نسبت به سایر قسمتها میباشند. افزایش فاصله از تأسیسات نفتی باعث کاهش آلودگی در گیاهان مورد مطالعه شد. در بافت گیاهانی مانند کاهو و کلم میزان آلایندگی جیوه بیشتری نسبت به سایر گونههای مورد مطالعه وجود داشت.»
دانشگاه علوم پزشکی بوشهر زنگ خطر را به صدا در آورد
طبق تحقیقاتی که پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی بوشهر روی مبتلایان به سرطان ریه و دستگاه گوارشی بر اساس میزان مراجعه و مرگومیر ساکنان عسلویه انجام دادهاند، خطر ابتلا به سرطان ریه ۱/۰۳ بیشتر از سایر مناطق بوده و حتی شیوع انواع سرطانها بین افرادی که در فاصله یک کیلومتری صنایع پتروشیمی ساکن هستند یا کار میکنند، ۱ درصد است و سرطان حنجره نیز ۲۳ درصد بوده است.
بر این اساس بررسی و پایش دائمی سلامت کارگران این تأسیسات مسئله جدی و مهمی به شمار میرود که توجه خاصی به آن صورت نمیگیرد.
معضلات پرشمار خانوادگی و فرهنگی ناشی از دوری کارگران از خانوادهشان
علاوه بر خطراتی که ذکر شد بحرانها و مشکلات خانواده ها مانند دوری و مسائل مرتبط با آن کمتر مورد توجه مدیران نفتی قرار گرفته است، با این اوصاف نمی توان از آلودگی و اثرات سوء کار در مناطق و تأسیسات نفتی چشم پوشی کرد.
حال در نظر بگیرید اغلب کارگران با دورههای کاری طولانی در تأسیسات نفتی حضور دارند و از مدت مرخصی عادلانهای بهرهمند نیستند. هرازگاهی یک مسئول وعدهای در خصوص اصلاح طرح اقماری و مدت مرخصی واحدهای کاری مستقر در عسلویه میدهد اما این وعدهها به تاریخ سپردهشده و دیگر اقدام جدیای برای اجرایی شدن آن نمیبینیم.
برای مثال معاون وزیر نفت در امور منابع انسانی و مدیریت در سال 91 از طرح اقماری یکبهیک در عسلویه صحبت کرد و وعده داد کارکنان مناطق عملیاتی که در شرایط سخت کار میکنند به ازای یک هفته کار از یک هفته مرخصی با حقوق و مزایا استفاده کنند اما اکنون برخی کارگران مناطق نفتی علاوه بر مواجهه با عقب افتادن چندماهه حقوقشان، بنا به گزارشهای مردمی گاهی اوقات تا یک ماه اجازه مرخصی رفتن نیز ندارند!
برای مثال در گزارشی از پایگاه اطلاعرسانی نفت و انرژی ایران که در سال 96 منتشرشده، آمده است: «معاون یحیی رشیدی سرپرست معاونت عملیات و پشتیبانی شرکت نفت و گاز پارس، در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس با صدور دستورالعملی، ضوابط جدید «نحوه کارکرد و تردد کارکنان اقماری» شاغل در عسلویه را ابلاغ کرد.
بر اساس ضوابط جدید مدتزمان استراحت کارکنان اقماری با کاهشی 2.5 روزه به 7.5 روز در ماه کاهشیافته و در اقدامی جالب مدتزمان مرخصی کارکنان اقماری شرکت نفت و گاز پارس شاغل در عسلویه به زمان استراحت (رست) کارکنان اضافهشده و این در حالی است که در تمامی شرکتهای شاغل در عسلویه کارکنان اقماری بهصورت 14 به 14 خدمت میکنند.
بهعبارتدیگر بر اساس ضوابط جدیدی که از سوی سرپرست مدیریت پشتیبانی شرکت نفت و گاز پارس در عسلویه ابلاغشده تمامی نیروهای پیمانکاری را مکلف به ۲۰ روز کار و ۷.۵ روز استراحت کردهاند و استفاده از 10 روز استراحت مشروط به استفاده از مرخصی ماهانه 2.5 روزه این دسته از همکاران در طول یک ماه شده است.»
تبعیض آشکار بین کارگران و نیروهای رسمی
درحالیکه نیروهای رسمی عموماً شامل طرح 14 به 14، یعنی به ازای هر 14 روز کار 14 روز مرخصی با حقوق دارند، میشوند، اما کارکنان و کارگران شرکتهای پیمانکاری در بهترین شرایط به ازای هر 14 روز کار شامل 7 روز مرخصی هستند که این میزان کم مرخصی هم به فراخور حال و زمان متغیر است! باید توجه داشت میزان و حجم کار کارگران معمولاً بیشتر از دیگر کارکنان بوده و سختی و مشقت فراوانی را متحمل هستند.
ظاهراً حل مشکل کارگران مظلوم عسلویه طی سالیان متمادی بسیار سخت و پیچیده به نظر میرسد اما فروردینماه امسال ابلاغیهای ناگهانی از سوی "مدیرکل تدوین و هماهنگی مقررات اداری و استخدامی وزارت نفت" در خصوص مرخصی کارکنان نفت منتشر شد که نشان میدهد حل معضل مرخصی آنچنان هم دشوار نیست، اما عزمی برای آن وجود ندارد.
طبق این ابلاغیه مرخصی کارکنان نفت از تاریخ پنجم لغایت بیستم فروردینماه جزو مرخصی استحقاقی لحاظ نخواهد شد. نکته عجیب ابلاغیه تاریخ ابلاغ آن در ۱۶ فروردینماه ۱۳۹۹ است! در حالی است که محتوای آن مربوط به تاریخهای پنجم لغایت ۲۰ فروردینماه ۱۳۹۹ است!
همان زمان برخی از کارگران در گفتگو با فارس و رسانههای محلی از اجبار شرکتهای متبوعشان برای حضور در محل کار و حتی تهدید به اخراج خبر دادند.
تأکید رهبری بر "جهاد" در مناطق نفتی
رهبر معظم انقلاب در بازدید نوروزی سال 90 از عسلویه در بخشی از بیانات خود در جمع متخصصان و کارکنان صنعت نفت گفتند: «این کارى که در این منطقه صنعتى و اقتصادىِ عظیم دارد انجام میگیرد، یک جهاد است. نیت اگر نیت خدائى باشد، میشود جهاد فىسبیلاللَّه.»
سؤالی که باید از مقامات نفتی پرسید این است، آیا وقتی مشکلات و مسائل ابتدایی کارگران زحمتکش تأسیسات نفتی در بیتوجهی کامل رهاشده و تبدیل به مشکل لاینحل گردیده است، چگونه انتظار دارند نحوه کار موجب رضایتمندی نیروها شود؟ آیا کاری که به تعبیر رهبری بهمثابه جهاد است، با این فشار غیرمنصفانه همخوانی دارد؟! اگر نیروهای رسمی مجبور به کار با شرایط کارگران شوند، میتوانند آن شرایط و سختی طاقتفرسا را تحمل کنند؟
البته این نقلقول از عیسی کلانتری رئیس سازمان محیطزیست کشور که گفت «حاضر نیستم حتی دو یا سه روز در عسلویه بمانم؛ نمیدانم کارگران چطور طاقت میآورند!» در خصوص نحوه کار و زندگی در عسلویه کافی است.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
-
فیلم شکار مار آبی توسط لکلک
ارسال نظر