قصه باور نکردنی مرد روستایی با 2 هزار جلد کتاب

اکبر رستمی گفت: سال 1325 در روستای محروم و عشایر نشین ماهوته به دنیا آمدم. حالا به خاطر مهاجرت اهالی روستا تنها 40 خانوار در اینجا زندگی می‌کنند. دوران کودکی ام عاشق خواندن و نوشتن بودم اما از آنجا که در روستای ما مدرسه وجود نداشت نمی‌توانستم درس بخوانم. وقتی کودک بودم، دو کلاس در مدرسه عشایری خواندم، اما بعد دیگر ادامه ندادم تا بعد از انقلاب که نهضت سوادآموزی راه افتاد و تا کلاس پنجم خواندم.
عشق و علاقه زیاد و قدرت یادگیری ام باعث شد تا از پایه اول تا پایه پنجم ابتدایی را با نمرات بسیار خوب قبول شوم و بارها توسط معلم کلاس تشویق شدم. هربار وقتی صفحه ای از کتاب را می خواندم تا صبح از خوشحالی خواب به چشمانم نمی رفت.
این مرد در ادامه افزود: صاحب 7 فرزند هستم. دو پسر و 5 دختر و از همان کودکی به آنها توصیه می کردم که به درس اهمیت دهند و با حمایت هایی که از آنها کردم خوشبختانه همه مدارج علمی را با موفقیت طی کرده‌اند. دو دخترم معلم هستند و دو دختردیگرم نیز در دانشگاه تحصیل می کنند. یکی از پسرها بعد از تحصیلات در دادگاه نظامی فعالیت می‌کند و پسر دیگرم نیز فارغ التحصیل دانشگاه است. همیشه دوست داشتم مثل بسیاری از پدربزرگ‌ها برای نوه هایم قصه بگویم و امروز که صاحب 5 نوه شده ام برای آنها کتاب قصه می خوانم تا آنها را نیز از کودکی به کتابخوانی علاقه‌مند کنم.
اکبر رستمی ادامه داد: عدس و ماش و گندم و گاهی اوقات نیز برنج می‌کارم. در کنار آن نیز 30 رأس گوسفند دارم که آنها را برای چرا به مراتع اطراف روستا می برم. البته در کنار کار مطالعه هم می کنم. گاهی اوقات فرزندانم که در دانشگاه شهرهای مختلف تحصیل می‌کردند وقتی برای تعطیلات به خانه می‌آمدند برای من کتاب می‌خریدند و من آنها را می خواندم. علاقه زیادی به کتاب های تاریخی و مذهبی دارم و دوست داشتم کتاب های زیادی بخوانم.

فاصله شهر آبدانان تا محل زندگی این مرد 30 کیلومتر است وی با اشاره به اینکه در گذشته ماشین به‌اندازه کافی نبود، گفت: این مسافت را پیاده طی می‌کردم و بعد از امانت گرفتن کتاب به روستا بازمی‌گشتم. برخورد مسئولان کتابخانه برای من جالب بود. آنها وقتی متوجه علاقه زیاد من به کتاب شدند هربار کتاب های تاریخی و مذهبی را برای من تهیه می‌کردند.
هربار وقتی گوسفندان را برای چرا می برم در سایه درخت کتاب می خوانم و متوجه گذر زمان نمی شوم.

بهترین هدایایی که تاکنون گرفته ام کتاب بوده است. بسیاری از این کتاب‌ها را در اتاقم نگه داشتم و به هرکسی که به مطالعه علاقه‌مند باشد هدیه می کنم. اساطیر ایران آخرین کتابی است که خوانده ام.