امیر علی اکبری: توله شیری که نگهداری میکردم، دزدگیر خانه پدرم بود/ اگر محیط زیست کاری به من نداشته باشد، دوباره یک توله شیر برای مادرم هدیه خواهم آورد
رکنا: امیر علیاکبری درباره تمریناتش، جدایی از سازمان قبلی، پرونده توله شیرش و شرایط اقتصادی مردم صحبت کرد و تحویل "لئو" به محیطزیست را تأیید کرد.

به گزارش رکنا به نقل از فارس، امیر علی اکبری قهرمان سابق کشتی فرنگی جهان و یکی از فایترهای سرشناس ورزشهای ترکیبی هنرهای رزمی کشورمان این روزها در فضای مجازی بازهم خبر ساز شد.
علی اکبری طی چند روز گذشته مجددا با انتشار تصاویر دیگری از توله شیر معروف خود در فضای مجازی بازهم جنجال زیادی به پا کرد، تصویری که نشان میدهد «لئو» یا همان شیر معروف او طی این چندماه بزرگتر از قبل شده و به همین دلیل بلافاصله فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشورمان از اضافه شدن تخلفات جدید امیر علی اکبری به پرونده قضاییاش به دلیل نگهداری از یک قلاده شیر خبر داده بود، اما بلافاصله امیر علی اکبری از تحویل توله شیر به سازمان محیط زیست خبر داد.
گفت و گوی علی اکبری را در ادامه میخوانید:
ابتدا سال نو را خدمت شما تبریک عرض میکنیم.
بنده هم به نوبه خودم سال نو را خدمت همه هموطنان عزیزم تبریک عرض میکنم. انشاالله طاعات و عبادات همه عزیزان مورد قبول حق قرار گرفته باشد.
این روزها شرایط تمرینی شما چطور است؟
در کنار علی استکی سرمربی تیم ملی بوکس که به عنوان مربی بوکسام است، تمرینات منظمی را پیگیری میکنم. تقریباً پنج سال در سازمان چمپیون شیپ بازی میکردم، اما این سازمان در طول ۵ سال گذشته بازیهای بسیار کمی به من داد و با توجه به اینکه سن من طوری بود که نمیتوانستم برای سالی یک بازی در این سازمان بمانم، تصمیم گرفتم با این سازمان قطع همکاری کنم. هرچند بعدها سمپاشیهایی زیادی علیه من شد، اما اصلاً مهم نیست.
برنامه شما برای ادامه فعالیت خودتان در رشته هنرهای ترکیبی چیست؟
بعد از تعطیلات عید نوروز قرار است تصمیمات جدیدی برای خودم بگیرم. فعلاً زیر نظر مربیانم روی نقاط ضعف و قوت خودم کار میکنم. در طول ۵ سال در آن سازمان ۷ بازی انجام دادم که واقعاً خیلی کم بود و حداقل باید ۱۵ بازی به من میدادند، اما وقتی دیدم این سازمان در آستانه ورشکستگی است از این سازمان جدا شدم. آنها به خاطر اینکه پول سنگینی به فایترهای خوب ندهند، بازیهای کمی به ما میدادند؛ من هم خسته شده بودم، چون بازیهای کمربند قهرمانی را به من نمیدادند و با بررسیهایی که انجام دادیم متوجه شدم ۳ تا ۴ بازی بعد هم قرار نیست بازی کمربند را به من هم بدهند و به همین دلیل با آن سازمان قطع همکاری کردم.
فعلا خبری اژ خداحافظی نیست
فعلاً که تصمیمی برای خداحافظی از ورزش قهرمانی را ندارید؟
نه خدا را شکر، چون از لحاظ بدنی شرایط خوبی دارم و همچنان با علی استکی به عنوان مربی بوکس کار میکنم. جدا از کمکهایی که او به من میکند ما دوتا رفیقهای خوبی برای هم هستیم. استکی در بحث مربیگری بوکس بهترین مربی حال حاضر برای من است.
حسن یزدانی اخیرا در مورد پاداش ۲۴ میلیاردی المپیک پاریس صحبتهایی کرده بود که با این پول نمیتوان حتی خانه خرید، این صحبتها با واکنشهای زیادی در جامعه روبهرو شد نظر شما در مورد صحبتهای یزدانی چیست؟
نمیدانم چه بگویم از هر طرفی بخواهم حرفی بزنم ناراحتی پیش میآید. دقیقاً نمیدانم حسن یزدانی چه گفته است. او نسبت به زحمتی که خودش و سایر کشتیگیران گرفتهاند حرف میزند. البته وقتی یک فوتبالیست برای یک سال میلیاردها تومان دریافت میکند، پس صحبتهای حسن یزدانی مورد قبول است، اما باید به این نکته توجه کنیم که ایران نسبت به کشورهای دیگر پاداش خوبی به ورزشکارانش میدهد.
پاداش حق ورزشکار است
پس موافق صحبتهای یزدانی هستید؟
پاداش حق ورزشکار است و باید عادلانه این پاداشها در ورزش ایران تقسیم شود، اما با توجه به شرایط اقتصادی مردم جامعه این صحبتها قشنگ نیست. مردم در این شرایط اقتصادی وقتی حقوق ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومانی دریافت میکنند و با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم میکنند شنیدن دریافت مبلغ قرارداد فوتبالیستها و سایر ورزشکاران آنها را آزرده خاطر میکند. به نظرم بهتر است در مورد دریافت پاداش و عدد و ارقام در شرایط فعلی جامعه در رسانهها صحبتی نشود.
توله شیر را هدیه گرفته بودم
مدتی است که در فضای مجازی و رسانهها بحث یک توله شیر مطرح است که شما صاحب آن بودید، سرانجام این حاشیهها به پایان رسید؟
مدتها پیش یکی از دوستانم یک توله شیر به عنوان هدیه به من داده بود. تقریبا کمتر از یک سال من این شیر را نگه داشتم و در نهایت توله شیر را تحویل سازمان محیط زیست دادم.
این شیر از کدام کشور به ایران وارد شده بود؟
این توله شیر آفریقایی بود. از کشور پاکستان به بندر چابهار در استان سیستان و بلوچستان منتقل شده بود و پس از آن به تهران انتقال داده بودند که در نهایت به دست من رسید. البته که دوستم به من هدیه داده بود.
شیر به باغ وحش پارک ارم رسید
سرانجام شیر را تحویل محیط زیست دادید؟
بله با شرایطی که در فضای مجازی رخ داد. مسئولان محیط زیست از من درخواست کردند که توله شیر را به آنها تحویل دهم. من هم با توجه به علاقهای که به لئو (اسم توله شیر) داشتم در نهایت ناچار شدم شیر را به مسئولان محیط زیست تحویل دهم. پس از آنکه شیر را تحویل محیط زیست دادم آنها در روزهای پایانی سال ۱۴۰۳ لئو را به باغ وحش پارک ارم تحویل دادند. قرار است هفتهای یک بار روزهای جمعه به پارک ارم بروم و لئو را از نزدیک ببینم.
ظاهرا سازمان محیط زیست از شما شکایت کرده بود، آیا واقعا نمیدانستید نگه داری توله شیر جرم است؟
نه واقعاً اطلاع نداشتم. البته که لئو خطرناک نبود و اهلی شده بود. مثل یک بچه کنار خانواده ما زندگی میکرد (باخنده) حتی وقتی صدا و سیما حیات وحش را پخش میکرد او با علاقه تلویزیون را نگاه میکرد (با خنده) در دوران کودکی صدا وسیما کارتونی نشان میداد که اسم یک شیر در آن کارتون «لئو» بود، برای همین اسم این توله شیر را «لئو» گذاشتم.
لئو هشت کیلو غذا میخورد
اما قبول کنید، جای حیوان وحشی مثل شیر در خانه نیست.
بله قبول دارم، اما، چون در کنار ما بزرگ شده بود، کاملا اهلی شده بود. اما به درخواست محیط زیست لبیک گفتم و تحویل آنها دادم. هر روز به وزن لئو اضافه میشد. تقریبا روزنامه هشت کیلوگرم، گوشت، مرغ و جگر به او میدادم. وزن یک شیر بالغ ۲۰۰ کیلوگرم است. او این اواخر نزدیک به ۶۰ کیلوگرم شده بود و نگهداری او برایم سخت بود، اماای کاش تصویر شیر را در فضای مجازی منتشر نمیکردم. لئو اهلی شده بود من به او خیلی علاقمند شده بودم. اگر او را پنهانی نگه میداشتم با محیط زیست وارد چالش نمیشدم (باخنده)
تخصص لئو سر و گردن بود
تصاویری از شما و لئو منتشر شده که او از سر و گردن شما آویزان شده، به نظرتان این رفتار حیوان خطرناک نبود؟
سلطان جنگل با من کشتی میگرفت و بیشتر تخصص او روی سر و گردن بود (با خنده) البته میخواهم واقعیت را بگویم من از دوران کودکی علاقه زیادی به حیوانات داشتم. عقاب، شاهین و حیوانات دیگری هم در خانه داشتم که این شیر بهترین آنها بود.
این شیر دزدگیر خانه پدرم بود
اما کشتی با شیر کار خطرناکی بود.
خلاصه اینکه لئو دزدگیر خانه پدر و مادرم بود و واقعیت را میگویم تا کیلومترها کسی جرات نداشت نزدیک خانه پدرم شود (باخنده) اگر سازمان محیط زیست کاری به من نداشته باشید دوباره یک توله شیر برای مادرم هدیه خواهم آورد. (خنده)
صحبت پایانی شما…
شرایط اقتصادی مردم کشورمان خوب نیست. امیدوارم شرایط به گونهای پیش برود تا حال همه مردم ایران دوباره خوب شود. کاری از دست من بر نمیآید و فقط دعا میکنم حال دل همه مردم ایران خوب باشد و همه با هم مهربان باشند. دولتمردان عزیز هم باید تلاش کنند و به فکر مردم دهکهای پایین جامعه باشند و اینطور نباشد که پولدارهای جامعه پولدارتر شوند و فقرا ضعیفتر شوند. انشاالله روزی برسد حال همه مردم ایران خوب باشد.
-
کارتون باب اسفنجی / این داستان: رقابت ماهانه + فیلم
ارسال نظر