صاحبخانه ام باعث شد زنم مرا ترک کند و خودم هم آواره خیابان ها شوم

تنها دارایی اش چند پتوی چرکین و مندرس است. بدون شک برای آینده‌ خود آرزوهایی داشت اما اکنون در هوای سرد با وضعیت بسیار نامناسبی زیر یک پل  زندگی می کند. بوی لجن و تعفن فاضلاب زیر پل مشام هر رهگذری را آزار می دهد.

مرد معتاد  با این که سن و سالی ندارد اما اعتیاد او را پیر و فرتوت کرده است. از چهره اش پیداست که مدت هاست به حمام نرفته، لباسش مندرس و کثیف است و دندانی در دهانش باقی نمانده و موهای سرش از کثیفی به هم چسبیده اند. او می گوید: سقوط  زندگی ام به روزی بر می گردد که معتاد شدم و با ادامه اعتیادم پس اندازم ته کشید.

با عقب افتادن چندین ماه اجاره صاحب خانه جوابم و همسرم مرا ترک کرد و به خانه پدرش رفت.

خانواده همسرم به خاطر بیکاری و اعتیاد از پذیرش من خودداری کردند و در کوچه و خیابان آواره شدم. حالا روزها را با پرسه زدن میان زباله ها می گذرانم تا تکه نانی و ته مانده غذایی برای خوردن پیدا کنم و شب ها زیر پل می خوابم و همدمی جز حشرات و موش ها ندارم.

شب ها با سر و صدای موش ها و سوز سرما از خواب می پرد و به خود می پیچد، چاره ای و جایی برای رفتن ندارد. این عاقبت فردی است که از سرگذشت اعتیاد دیگران عبرت نگرفت.

  • حمید گودرزی: بعد از فوت مادرم، زندگی را جدی نمی‌گیرم